بارسا تیمی است مبتنی بر فوتبال مالکانه ، بازپس گیری
توپ و دوباره بازی مالکانه. در دیدار برابر رئال این زنجیره پاره شده بود و
بازپس گیری توپ بارسا به پایین ترین حد خود رسید
سعید الهویی مربی و کارشناس فوتبال / گروه آنالیز فوتبال فردا
سایت
گل- پیروزی با 4 گل برابر میلان را می توان بازگشت بارسا به فرم خوب خود
دانست ولی آنچه از این دیدار از منظر فنی به جای مانده است ، بازگشت بارسا
به اصولی است که در فصل کنونی و بخصوص چند بازی گذشته به دست فراموشی سپرده
شده بود. و این گمشده های تاکتیکی بارسا را می توان از دلایل افول بارسا
در ماه های اخیر دانست.
سیستم بارسا
بارسا در ابتدای بازی با
آرایش 3-3-4 در زمین مستقر شده بود. در نگاه اول ، حضور ویا و ماسچرانو
تنها تغییرات بارسا نسبت به دیدارهای گذشته بودند ولی هر چه از شروع دیدار
گذشت، تغییر اصلی بارسا نمایان شد. بازگشت به 3-4-3.
بارسا با مالکیت 75% در
نیمه اول دیدار، کنترل جریان بازی را در اختیار گرفته بود و به همین دلیل
می توانست تغییر سیستمی مدنظر خود را در فاز تهاجمی اجرا کند.
مثلث تهاجمی بارسا با ویا
در راس ، پدرو در چپ و آلوز در راست تشکیل می شد. حضور آلوز در یک سوم
دفاعی میلان بعنوان وینگر راست، اصلی ترین تغییر بارسا بود که موجب بر هم
خوردن تعادل ساختار دفاعی میلان شده بود. در لوزی میانی بارسا، مسی بازیکن
راس جلو بود . ژاوی در راست و اینیستا در چپ و بوسکتس بعنوان راس عقب در
فضای برابر خط دفاع می ایستاد. در خط دفاع پیکه به کانال راست حرکت می کرد ،
ماسچرانو در مرکز قرار می گرفت و آلبا به مرکزشیفت می شد و وظایف مدافع چپ
در دفاع 3 نفره را بر عهده می گرفت. ولی چرا بارسا بااین تغییرات در زمین
حاضر شده بود؟

دلیل تغییر سیتم بارسا : فشردگی عرضی میلان
میلان با سیستم 3-3-4
چیدمان شده بود. نکته مهم میلان یونیت 3+3 این تیم بود. بوآتنگ و الشراوی
در فاز تدافعی (که 75 درصد زمان نیمه اول را تشکیل داده بود) شیفت به مرکز
شده بودند و سعی در ایجاد فشردگی در کانال مرکزی داشتند تا با فضای گیری و
البته یارگیری منطقه ای در کانال مرکزی و کمک 3 هافبک میانی تیم خود به
مقابله با مثلث میانی بارسا بپردازند.

یونیت 3+3 میلان در دیدار
رفت توانسته بود با ایجاد فشردگی در کانال مرکزی، بارسا را مجبور کند که
مدافعین کناری خود را در یک سوم میانی زمین فعال کند و این به معنای فاصله
بیش از حد مدافعین کناری بارسا با باکس میلان و ایجاد فرصت برای یونیت 3+3
میلان برای شیفت عرضی و قرار گرفتن بین توپ و باکس خودی است.
به همین دلیل تیمی با آمار
13.6 شوت در هر دیدار لالیگا و 15.1 شوت در هر دیدار چمپیونز لیگ در دیدار
رفت برابر میلان به آمار 7 شوت رسیده است. کیفیت ضربات بارسا در دیدار رفت
با وجود مالکیت 73 % و پاس های سالم 91% هم پایین تر از میانگین این تیم در
طول فصل بود. 14.7% ضربات بارسا در دیدار رفت در چهارچوب بود در حالیکه
میانگین این تیم در طول فصل در لالیگا 47% و در چمپیونز لیگ 40% بوده است.
این آمار به معنای موفقیت استراتژی میلان در جهت دور نگاه داشتن ساختار
تهاجمی بارسا از دروازه خود است.
"فشردگی عرضی" و یا
compactness Width . تاکتیکی که مورینیو در 2 دیدار پیاپی برابر بارسا
انجام داد و تمرکز دفاعی بر کانال مرکزی مانع شکل گیری حملات ترکیبی بارسا
با لوزی تهاجمی بوسکتس، ژاوی، اینیستا و مسی شد . آمار ضربات به دروازه
بارسا در دو دیدار برابر رئال هم در کیفیت و هم در کمیت از میانگین این تیم
در طول فصل پایین تر بود.
آمار 14 شوت و کیفیت 50% در کنار 4 گل بیانگر موفقیت ساختار تهاجمی بارسا در مقابله با ساختار تدافعی میلان در دیدار برگشت بود.

آلوز ، ماسچرانو و مسی
بازیکنان کلیدی بارسا در پیروزی برابر میلان آلوز ، ماسچرانو و مسی بودند.
آلوز بعنوان وینگر راست 89
دریافت توپ داشت ، 53 پاس ارسال کرد و 10 ارسال از کانال راست زمین داشت.
نکته کلیدی عملکرد آلوز، قرار گرفتن او در کانال راست یک سوم دفاعی میلان
بود. الشراوی بعنوان وینگر چپ میلان زمان کافی برای بازگشت 50 متری و
یارگیری آلوز نداشت و به همین دلیل این وظیفه به کنستانت (مدافع چپ میلان)
سپرده شده بود. مشکل بزرگ میلان از این اتفاق کوچک شروع شد . زمانیکه به
گل های اول و دوم بارسا نگاه می کنیم ، مسی را در برابر خط دفاعی می بینیم
که تنها 3 بازیکن متمرکز بر کانال مرکزی دارد و با حضور ویا در عمق و پدرو
در سمت چپ ، فشار روی بازیکن صاحب توپ در فضای برابر خط دفاع میلان کم شده
بود و مسی دو گل اول بارسا را از همین منطقه به ثمر رساند. آلوز در کانال
راست پاس گل نداد، ضربه به دروازه حریف نزد ولی فضای مناسبی برای مسی در
کانال میانی ایجاد کرد زیرا کنستانت را از مکسس دور کرده بود و زنجیره
دفاعی میلان را بر هم زده بود.

ماسچرانو بعنوان مدافع
میانی جایگزین پویول شده بود. ماسچرانو با سابقه بازی در پست هافبک دفاعی و
میانی می تواند بازیسازی از خط دفاع را با سلامت پاس بالاتر و انتخاب
گزینه های بهتری اجرا نماید. ماسچرانو با 96% پاس سالم بالاترین آمار در
خط دفاع را داشت و با 7 پاس بلند و آمار 100% سلامت پاس بلند توانست
بازیسازی بارسا در برابر "پرس فضا"ی خط میانی میلان را به شکل مناسبی اجرا
کند . ولی نقطه برجسته عملکرد ماسچرانو در فشار روی فضای خالی برابر خط
دفاع بارسا بود. یعنی گپ بین خط دفاع و میانی بارسا که مکان توپگیری
بازیکنان هدف رقبا و شروع ضد حملات بود. ماسچرانو به دلیل خصوصیات ذهنی
تهاجمی خود با فشار روی بازیکن صاحب توپ میلان در این منطقه توانست مانع
شکل گیری ضد حملات حریف شود و تنها ضد حمله میلان روی ضربه کرنر بارسا شکل
گرفت. 7 بازپس گیری توپ بارسا با استفاده از این مهارت ماسچرانو بود.
اثبات موفقیت ماسچرانو صحنه
گل سوم بارسا است. بوآتنگ آماده می شود که در گپ بارسا صاحب توپ شود و ضد
حمله را شروع کند که ماسچرانو با سرعت و فشار حداکثری مانع از چرخش او می
شود و توپ را بازپس گیری می کند . حرکت موفق ماسچرانو با 2 پاس تبدیل به گل
ویا می شود.
خروج ماسچرانو در دقایق
پایانی به دلیل تغییر شرایط دیدار و تغییر استراتژی تهاجمی میلان بود.
دقایقی که بارسا در برابر ساختار تهاجمی متمرکز میلان نیازمند یک مدافع
میانی بود که مهارت بالایی در دفاع داشته باشد و به همین دلیل پویول جانشین
ماسچرانو شد.
مسی با دو گل از فضایی که
متخصص استفاده از آن است یعنی فضای برابر خط دفاع میلان. در مورد نقش آلوز
در موفقیت مسی صحبت کردیم ولی مهارت بالایی مسی روی گل اول باور نکردنی
بود. مهارت بالای مسی در ضربات دقیق بدون دورخیز و با داخل پا منجر به گل
اول بارسا شد در حالیکه این بازیکن تحت محاصره 4 بازیکن میلان قرار داشت.
گل دوم مانند گل مسی به
رئال در هفته گذشته بود. مهارت جدید مسی در مقابله با مدافع روبرو. حرکت
سریع در عرض مسی موجب بر هم خوردن تعادل مدافع روبرویی می شود . مدافع سعی
می کند عقب افتادگی زمانی و مکانی خود را با گام بلند تر جبران کند و این
یعنی فضای بین پاهای بازیکن مدافع .
ضربه از بین پاهای راموس به
زاویه موافق منجر به گل بارسا در برنابئو شد و اینبار ضربه از بین پاهای
مکسس به زاویه موافق منجر به گل دوم به میلان.

ضربات از خارج باکس
شعار دفاعی رقبای بارسا ساده است: اجازه ندهید به باکس شما نزدیک شوند.
بارسا تیمی است با ضربات پر
تعداد از داخل باکس جریمه حریف. گراف های ذیل بیانگر این موضوع است که
ضربات خارج از باکس بارسا در دیدار برابر میلان نسبت به میانگین این تیم در
لالیگا و چمپیونز لیگ افزایش یافته است. گل دوم بارسا خارج از باکس به ثمر
رسید و ضربات اینستا و ژاوی از خارج از باکس دروازه میلان را با خطر
مواجهه کرد. نکته این است که شاید بارسا از ضربات خارج از باکس خود تنها به
یک گل رسید ولی تنوع در مکان ضربات نهایی می تواند موجب بر هم خوردن تعادل
ذهنی تیم حریف شود.


بازپس گیری توپ
بارسا تیمی است مبتنی بر
فوتبال مالکانه ، بازپس گیری توپ و دوباره بازی مالکانه. در دیدار برابر
رئال این زنجیره پاره شده بود و بازپس گیری توپ بارسا به پایین ترین حد خود
رسید و این به معنای شروع ضد حملات خطرناک رئال و حتی شکل گیری حملات این
تیم شده بود.
در دیدار برابر میلان این
مشکل برطرف شده بود. 28 مرتبه بازپس گیری کامل توپ نشان از موفقیت بارسا
در حفظ زنجیره طلایی خود است. و نکته مهم اینکه 2 گل بارسا پس از بازپس
گیری توپ به ثمر رسید:
گل دوم پس از "بازپس گیری " توپ اینیستا از آمبروزینی و گل سوم پس از "بازپس گیری" توپ ماسچرانو از بوآتنگ
این کلیدی ترین تغییری بود
که بارسا نسبت به دیدارهای گذشته به وجود آورد . تغییری تاکتیکی که البته
بیش از مهارت های تاکتیکی و جسمانی نیازمند "مهارت ذهنی" بود. ذهنی "برتری
طلب " و ذهنی "جنگجو"
پایان بارسا دور یا نزدیک
سئوالی که این روزها زیاد پرسیده می شود ، جوابی پیچیده دارد.
جوابی که مسائل سیستمی ، استراتژی و حتی فلسفی را در بر می گیرد. ولی نکته
این جا است که بارسا ضعیف شده در برابر استراتژی های تدافعی پیشرفته ،
هنوز هم می تواند پیروز دیدارهای بزرگ باشد البته به شرط اضافه شدن جزئیات
تاکتیکی مانند آنچه از ماسچرانو و آلوز دیدیم و البته ذهنیت برتری طلب تیم
بارسا